على اصغر حلبى

153

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

اين است از سحر و شعبده و امور ديگر متمايز باشد . « 1 » نخستين بحث منظّم و دقيق دربارهء اعجاز تقريبا از سال‌هاى 750 م ( اواسط قرن دوم ه . ق . ) آغاز گشته و به سال 1000 ميلادى ( اواخر قرن چهارم ه . ق . ) به مرحلهء نضج و پختگى خود رسيده است . ظاهرا نخستين كتابى كه لفظ « اعجاز » به صورت عنوان بر روى آن ظاهر شده نوشتهء محمّد بن يزيد ( يا زيد ) واسطى ( فت ، 306 يا 309 ه . ق . ) است كه امروزه از ميان رفته است . از منقولات اين كتاب در كتب بعدى بر مىآيد كه مؤلّف بيشتر به بحث در وحدت اسلوب و جنبهء بلاغى وحى نظر داشته است ؛ موضوعى كه بعدها به وسيلهء على بن عيسى رمّانى ( فت ، 384 ه . ق . ) ، محمّد خطّابى ( فت ، 368 ه . ق . ) را در دلايل الاعجاز متأثر ساخته است . بحث صرفا كلامى اعجاز قرآن را امام فخر رازى ( فت ، 606 ه . ق . ) در مفاتيح الغيب ( - تفسير كبير ) و الايجاز فى دراية الاعجاز و المحصّل ، خواجه نصير طوسى ( فت ، 672 ه . ق . ) در تجريد الاعتقاد و نقد المحصّل و علّامهء حلّىّ ( فت ، 726 ه . ق . ) در كشف المراد ، و ابن قيم الجوزيّه ( فت ، 751 ه . ق . ) در الفوائد ادامه داده‌اند و وجوه مختلف اعجاز قرآن از جمله بلاغت و فصاحت ، اشتمال بر معارف اعتقادى ، اخبار از غيب و احتمال صرف همم و اذهان را به صورت‌هاى مختلف بيان داشته‌اند . تقريبا از اواسط قرن هشتم ه . ق . به بعد « علم اعجاز قرآن » كه از « فروع علم تفسير » بوده در تعبير اهل علم تقريبا با علم بيان و علم معانى مترادف گشته است . « 2 » و هر چند در اين دو علم مباحث ادبى را به طور اعمّ بحث مىكرده‌اند ، امّا از فصول عمدهء كتب مذكور ( مانند مطوّل تفتازانى ) بحثى نيز در وجوه اعجاز قرآن ( به ويژه از لحاظ بلاغت و فصاحت ) بوده است . كتاب معروف محمّد عبده ( فت ، 1323 ه . ق . ) به نام رسالة التوحيد ، هر چند اعجاز قرآن

--> - از بعثت از درجهء اولياء پايين‌تر نبوده‌اند . و آن را ارهاص از اين جهت مىنامند كه در واقع قاعده و پايهء نبوت بدان تأسيس مىگردد ، و دلالت مىكند بر اينكه وى در آينده مبعوث خواهد گرديد . از اين موارد ، در مورد پيامبر اكرم ، سايه افكندن ابر بر سر ايشان در سفرها ، هويدا بودن نورى از پيشانى پدران او ، شكستن ايوان كسرى و خاموش گشتن آتشكدهء پارس را ياد كرده‌اند ( قوشچى ، شرح تجريد ، 395 ؛ علّامهء حلى ، كشف المراد ، 277 ، قم ؛ ابن خلدون ، لباب المحصّل ، 111 ، قاهره ، 1323 ه . ق . جرجانى ، تعريفات ، 11 ) . ( 1 ) . خواجهء طوسى ، تلخيص المحصّل ، 350 ، شيخ عبد اللّه نورانى « المعجز امر خارق للعادة مقرون بالتحدّى ، مع عدم المعارضة » . ابن خلدون در لباب المحصّل ( 111 ، قاهره ، 1323 ه . ق . ) عبارت امام فخر را در تعريف معجزه به عبارت زير برگردانده است : « المعجز امر خارق للعادة مع التحدّى و عدم المعارض » . ( 2 ) . حاجى خليفه ، كشف الظنون ، 1 / 120 ، استانبول ، 1310 ه . ق .